من راحله امیری هستم از تهران دبیرستان صیانت
از این که به این ویلاگ دیدن کردید سپاس و قدردانی می کنم
امسال پیش دانشگاهی هستم و این آخرین فرصت من برای شرکت در مسابقه وبلاگ نویسی
۳ سال دبیرستان در این رشته فعالیت داشتم و به لطف خدا هر سال رتبه هایی در سطح منطقه ای استانی وکشوری دریافت کردم
سال اول و دوم در زمینه نماز وبلاگ نویسی کردم
سال سوم در زمینه زندگینامه امام حسین (ع)
و امسال به خاطر ارادت خاصی که به آقا امام زمان (عج) دارم این دفترچه ی وبلاگ نویسی رابا نام و یاد این امام بزرگوار بستم
در۳ سال قبل می خواستم وبلاگ در زمینه آقا امام زمان بنویسم اما قسمت نمی شد خوشحالم که امسال خدا و آقا امام زمان کمکم کردند و این وبلاگ را ساختم
در ادامه لازم میدانم از معلمان عزیزم که در این چهار سال پشتیبان من بودن تشکر کنم
امیدوارم آقا امام زمان امسال در کنکور کمکم کند

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 0:47  توسط راحله امیری آهویی
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 0:45  توسط راحله امیری آهویی
|
بخوان دعاي فرج را دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است وبال وپر دارد
بخوان دعاي فرج را وعافيت بطلب
که روزگار بسي فتنه زير سر دارد
بخوان دعاي فرج را ونا اميد مباش
بهشت پاک اجابت هزار در دارد
بخوان دعاي فرج را که صبج نزديک است
خداي را شب يلداي غم سحردارد
بخوان دعاي فرج را به شوق روز وصال
مسافر دل ما نيت سفر دارد
بخوان دعاي فرج را که يوسف زهرا
زپشت پرده غيبت به ما نظر دارد
بخوان دعاي فرج را که دست مهر خدا
حجاب غيبت از آن روي ماه بر دارد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 0:35  توسط راحله امیری آهویی
|
اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ
وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ
مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً
عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَ
انْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى
اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ
الطّاهِرينَ.
التماس دعا
+ نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 20:51  توسط راحله امیری آهویی
|
شفای دختر سه ساله
آقای « رضا کریمی ورزنه ای » سنگتراش، ساکن قم، خیابان امام زاده سید علی، درباره شفای دختر سه ساله خود، اینطور نقل می کند:
« دختر سه ساله ام در حدود چند سال پیش، دل درد شدیدی گرفت و شکم او ورم کرد و خیلی گریه می کرد. او را به بیمارستان نکویی بردیم، با آزمایشات به عمل آمده، دکترهای جراح قم گفتند که:
« ایشان به علت غده ای که در شکم اوست، باید عمل بشود و راهی دیگر ندارد و شنبه، ساعت هفت صبح، عمل می شود. »
من بچه را با چشم گریان به منزل آوردم. شب جمعه بود، بعد از نماز مغرب و عشاء، با گریه و التماس، به امام زمان علیه السلام متوسل شدم و خوابم برد.
در عالم خواب، سوار دوچرخه ای بودم و به طرف کوچه عربستان در محله عربستان قم، حرکت می کردم، یک مرتبه دیدم سید طلبه ای خیلی نورانی با عمامه و عبای مشکی، خیلی خوش اخلاق به من رسید تا او را دیدم من به او سلام کردم، جواب سلام مرا داد به این کلمه:
« سلام علیکم! آقا رضا! »
چون اسم مرا گفت: متوجه شدم که او آقا امام زمان علیه السلام است، چرخ را وسط کوچه انداختم و دنبالش دویدم، به منزل آقای قزوینی که یکی از علما است، رفتند، دویدم عبای او را گرفتم و گفتم:
« دکتر بچه من شما هستی و باید او را شفا بدهی. »
گفت: « ان شاء الله، خوب می شود. »
گفتم: « حاج آقا! شما می خواهی کجا تشریف ببری؟ »
در جواب من گفت:
« می خواهم بروم مسجد جمکران، روضه حضرت حمزه بخوانم. »
چون بلند بلند در خواب حرف می زدم، مرا از خواب بیدار کردند و نگفتم که من خواب دیدم. صبح شنبه شد، بنا بود بچه را بیمارستان ببریم برای عمل جراحی به دختر نگاه کردیم، دیدیم صحیح و سالم است و ورم به کلی برطرف شده و آقا امام زمان عجل الله فرجه او را شفای کامل داده.

+ نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 20:38  توسط راحله امیری آهویی
|
باز هم
جمعه است وروز انتظار
باز هم
حرف دل به یاد یار
از تو گفتن ای امید عصرها
مثل شعر تازه ای سرودن است
ما در ابتدا جاده ی امید ایستاده ایم
چشم و گوشمان به انتظار یک صداست
یک صدای اشنا
دل جدا ز یاد تو
اشیانه ای خراب و بی صفاست
یاد سبز و روح بخش تو
یاد لطف بی نهایت خداست
کوچه باغ سینه ام
ای گل محمدی به عطر نامت اشناست
ان که در پی تو نیست کیست؟
ان که بی بهانه ی تو زنده است در کجاست

+ نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 20:31  توسط راحله امیری آهویی
|
محمد بن حسن عسکري (عج) آخرين امام از امامان دوازده گانه شيعيان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنيا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکري (ع)، يازدهمين امام شعيان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قيصر روم بوده است. «مهدي» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقيه الله، صاحب زمان، ولي عصر و امام عصر از لقبهاي آن حضرت است.
تولد امام زمان (عج) پنهان نگاهداشته شد و امام حسن عسکري (ع) خبر آن را تنها به عده اي از شيعيان داده بود. حضرت در سال ٢٦٠ هـ ق پس از وفات پدر به امامت رسيد. امامت ايشان بنا به حديثهاي بسياري بود که از پيامبر (ص) و امامان پيشين روايت شده بود. امام زمان (عج) پس از آنکه بر جنازه پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت اين بود که خليفه هاي عباسي تصميم به کشتن او داشتند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 19:26  توسط راحله امیری آهویی
|
+ نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 19:12  توسط راحله امیری آهویی
|